بشدت عاشقش شده بود�
اما نمیتونستم چیزی بگ�
چون اصلا شرایطش نبود..
ترس داشتم که بگم..
تا مدت ها بعد ...
ی شب باهام درد دل کرد
گفت: فک میکنم دوستت دارم...اما دیگه جوابمو نده..
جا خوردم، بخندم یا نه؟؟؟؟
برام گفت عاشقه عاشق کسی که مال نمیشه،گفت عشقش
مرده دوساله مرده..
گریه کرد حرف زد، واقعا عاشق بود.
اما.... من هم عاشقش بودم داشتم دیونه میشدم وقتی داشت جلوم از عشقش میگفت از خاطره هاش...
وااااای چه زجر آور بود....
من براش جون میدادم، اما اون اصلا
نفهمیدو هرگز هم نفهمید
هرگزززززززز...