خدای من خدای من تو بشنو این دعای من
دعایی از سر لابه به درگاهت شده جاری
گر از خود رانده ای مارا بکن عفو، تو هوشیاری
که هر چه هست در قلبم نبوده اندکی تعذیب
گرت راضی شوی یا نه بکن این بنده را تادیب
خدای من خدای من ندارم رمغ در جان
ببخش و عمر کوته کن ببر در نزد خود ای جان
تو دانی در دلم شور است و لیلایم ازم دور است
تو دانی دوری از لیلا چه بد دردیست ای جانان؟
تو که تک هستی و یکتا نشد عاشق شوی ایا
شدست در پیش محبوبت سامان دهی جان را
خدای من خدای من تو بشنو این دعای من
دعای عاشقی خسته که بر مرگش کمر بسته
دعایی از سر دوری، دعای شام مهجوری
دعایم کن دعایم کن کز این مهنت رخت بر بند�
خدای من خدای من گر از این بنده دلگیری
ببخشو رحمت افزون کن
گرت جویا شوی حالم
دل لیلای من این کن
دلی دارد در تشویش
مدوام میرود پس پیش
خدا حالیش فرما که این بنده ندارد نیش
خدایا .....