<p>
یک نفر در من هست که درد دارد، یک نفر که انگار زیاد هم غریبه نیست، فقط به خوبی ها بی اعتمادست، به دوستت دارم ها حمله می برد.
دوست دارم یک شب از خودم رد شوم، بروم این غریبه ی عاصی را بگیرم توی آغوشم درِ گوشش بگویم: ششش... آرام بگیر... تو جات توی قلبِ من امن است ♥</p>