ه
هماى سعادت دو ۱۰ سال پیش
پیام

و اما مرگ .....!!
مـا مى خواهيم ناپايدارى چيزى به نام زندگى را ، بــه گردن مرگ
بياندازيم . ما در تخيُّل مرگ ، واقعيَّت مان را از دست مى دهيم .
نااميدى فرش قرمزى ست كه جلو عزرائيل پهن مى كنيم .
مرگ آنقدر سريع وناغافل اتفاق مى افتدكه زندگى ازشدت تحقير
تا پشت گوشش سرخ مى شود . درست در همان زمانى كه براى
نمردن تلاش مان را آغاز مى كنيم ، شروع به مردن مى كنيم .
زنـدگى با مرگ ، شطرنجى را بازى مى كند كـه مطمئن است در
نهايت توسط مرگ مات مى شود .....!!
و سرانجام ؛ دستى وجود دارد كه پس از هر دوره ى زنـــدگـــى
سيفون مرگ را مى كشد ..........!!!!!
پروردگارم از تو مرگى زيبا و آگاهانه مى خواه�

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.