فلک دارد سر آزار زینب
از بغض گوشه ی کوچه گرفته تا غم گوشه ی خرابه
از آتش خانه گرفته تا آتش خیا�
از تیرهای تابوت حسن گرفته تا تیرهای بدن حسین
از غسل و کفن و دفن شبانه تا حصیر و بوریا و آفتاب غریبانه
از کاسه های شیر تا کاسه های خالی از آب
از فرق شکافته گرفته تا عمود و علقمه
از محسن علی تا اصغر حسین
غم خرد می کند چو اگر استخوان مرد
زینب به صبر می شکند استخوان غم
حالا باور کردید که : فلک دارد سر آزار زینب؟
اصلا انگار به جای روضه باید به زینب فکر کنی و اشک بریزی
حالا که دلت سوخت
سرتو بلند کن و به نیابت از بانوی غم ها به ارباب بی کفن سلام بده
السلام علیک یا ابا عبدالله...