س
سارا**ثنایی** ۱۰ سال پیش
پیام

پاییز آمدست که خود را ببارمت
پاییز لفظ دیگر «من دوست دارمت»
بر باد می‌دهم همه‌ی بود خویش را
یعنی تو را ... به دست خودت می‌سپارمت !
باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو
وقتی که در میان خودم می‌فشارمت
پایان تو رسیده گل کاغذی من
حتی اگر خاک شوم تا بکارمت
اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو
گاهی چنان سریع که جا می‌گذارمت
پاییز من، عزیز غم‌انگیز برگ‌ریز
یک روز می‌رسم ... و تو را می‌بهارمت !

m
mahdie_rhi ۵ سال پیش
پیام

به امامزاده هوشنگ این عدالت نیست
بهار و تابستون میری بیرون یه بستنی بخری 10میری، برمیگردی میبینی11عه
پاییز و زمستون 10شروع میکنی اتاق رو تمیز میکنی غذا درست میکنی زنگ میزنی با دوستت یک ساعت صحبت میکنی میبینی تازه 10:20ست
چراااا ╰_╯

خ
پیام

باید عادت کرد!
پاییز می اید *-*
نرم نرمناک؛)
رقصان...
رنگارنگ ...
با چشمانی تر ...
با گونه ای گرم ....
اما گاهی پر جوش و خروش..با انار خون به جگر و کدوی خزان ، در بغل گرفته و میاید و گاهی با چشمانی تر و دل شکسته...!!
ما ک پاییز را نشناختیم....
امیدواریم اوهم مارا نشناسد ☺

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.