م
متفکر بیکار! ۱۱ سال پیش
پیام

ببین من از همه ماجرا خبر دار�
از آن خیانت بی ادعا خبر دار�
بدون حرف برو ، واژه ها خطرناک اند
پر از دروغ اند و سرابند و گاه غمناک اند
بدون حرف برو آن کلید را بگذار
بدون حرف رجز تسلیت به من کفتار
ببین ، ببین من از همه ماجرا خبر دار�
دروغ پشت دروغ به خدا خبر دار�
ببین تمام تنم مثل بید می لرزد
لبم که اسم تو را سر برید می لرزد
حوالی نفسم انتقام زندانیست
و حکم تبرئه اش یک هوای طوفانیست
بدون حرف برو آن کلید را بگذار
بدون حرف ، رجز ، تسلیت به من کفتار

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.