s
serendipity ۱۱ سال پیش
پیام

به نام خالق زیبایی ها=>خداجون�
نه تو می مانی و نه اندوه، و نه هیچ یک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم می گذرد ؛
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند ؛
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز.
"سهراب سپهری"
_________!¡!¡!¡!¡!¡!¡________
mass-mah
آخی ! دلم برات تنگيده بود...گفتم حالت روبپرسم!..خوبی عزیزم?!
4جك:
با عرض خسته نباشید..ببخشيد كه جواب میدم:$...ولی باید اینو میگفتم ك اون پستی كه شما تأیید نكردین به لایك نبود دلی بود ...واقعا میگم..
به هرحال خیلی تشكر میكنم بابت سایت بدون شك فوق العاده تون و ممنون ازاينكه بنظراتمون احترام ميذارید:-)))
(مخصوصا اون داستانی كه نوشته بودم)..بازم معذرت میخوام كه جواب دادم!..

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.