** سعید تنها **
دختره 10 ساله پست گذاشته :
رفتنت بوی غم میداد..
ماندنت بوی هوس!!!
کاش بودی.. بدون هوس...
اونوقت من یادمه 12 سالم ک بود ی جوجه رنگی داشتم اسمش صندلیُف بود (اخه همیشه رو صندلی کنار من مینشست همونجاهم میرید ^_^ )
9 دسامبر 2008 بر اثر سرما خوردگی درگذشت :(((
منم ی صندوقچه کوچولو داشتم جوجه رو انداختم تو ی نایلون، نایلونو با چسب پیچوندمش گذاشتمش تو صندوقچه.. تو حیاطمون ی قبر واسش کندم صندوقچه رو دفن کردم تو قبر :((
با چوب بستنی ی صلیب براش درست کردم گذاشتم رو قبرش
چهلمش همه مرغ جوجه هامونو جمع کردم دوره قبرش هرکدوم ک ساکت بودن از پشتش ی پر میکندم وادارشون میکردم گریه کنن، اوناهم ب نشانه گریه کردن جیغ میزدن ^_^
دوسال هروقت سالگردش میشد ی کیلو ذرت و ی شمع میذاشتم کنار قبرش تا روحش شاد شه
ینی ی همچین اُسکُلی بودماا