م
من و اون ۱۱ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
دختره 10 ساله پست گذاشته :
رفتنت بوی غم میداد..
ماندنت بوی هوس!!!
کاش بودی.. بدون هوس...
اونوقت من یادمه 12 سالم ک بود ی جوجه رنگی داشتم اسمش صندلیُف بود (اخه همیشه رو صندلی کنار من مینشست همونجاهم میرید ^_^ )
9 دسامبر 2008 بر اثر سرما خوردگی درگذشت :(((
منم ی صندوقچه کوچولو داشتم جوجه رو انداختم تو ی نایلون، نایلونو با چسب پیچوندمش گذاشتمش تو صندوقچه.. تو حیاطمون ی قبر واسش کندم صندوقچه رو دفن کردم تو قبر :((
با چوب بستنی ی صلیب براش درست کردم گذاشتم رو قبرش
چهلمش همه مرغ جوجه هامونو جمع کردم دوره قبرش هرکدوم ک ساکت بودن از پشتش ی پر میکندم وادارشون میکردم گریه کنن، اوناهم ب نشانه گریه کردن جیغ میزدن ^_^
دوسال هروقت سالگردش میشد ی کیلو ذرت و ی شمع میذاشتم کنار قبرش تا روحش شاد شه
ینی ی همچین اُسکُلی بودماا

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.