سلام منم جاده یک طرفه هنوز یه ماه نشده که رفتم ولی نتونستم بیشتر از این تحمل کنم ونمیدونستم دلتنگیامو چیکارشون کنم واسه همین برگشتم.فک کنم دیگه فراموش شده بودم ولی من هر لحظه بیاد همتون بودم و تو گوشی که واسم سمت حرم آقام امام رضا(ع)گرفته بودن واسه همه 4جوکیا دعا کردم.
وقتی اون پست آخریو میذاشتم حال و احوال خوبی نداشتم دلم از دنیا گرفته بود به خاطر بی رحمیاش الانم فرقی نکردم با اون موقع ولی دم عیدی گفتم بیام پیشتون باشم و با هم یه دستی به سر و صورت پاتوق بکشیم لامصب تارعنکبوت گرفته خخخخخ
داداشیا و آبجیا: میر احمد خان، mobina75،هانیه74، iیکdدیhماهیaتنهاm، دختر شاه پریون، serendipity و خوشتیپ خاندان مرسی که اسممو آوردین و ازم خواستین که برگردم راستش شماهارو هم آبجیم گفت که واسم پست گذاشتین و بیشتر به اصرار آبجیم بود که برگشتم آخه خودم حال و روز درست وحسابی ندارم،فکر بد نکنین قضیه عشق و شکست عشقی هم درکار نیس خدارو شکر ولی نمیدونم چمه خیلی بداخلاق شدم هیشکی نمیتونه باهام حرف بزنه میریزم بهم و عصبانی میشم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الهام جونی یکم دیر شد ولی تولدت مبارک انشاا.. با داداش کامران با هم خوشبخت شین وهزار سال زنده باشین^_^
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طولانی شد اگه باز مثه امشب سرحال بودم باز پست میذارم آخه باهاتون حرف دارم...
جاده یک طرفه:حاضر 22/12 23:10