یا حق
******
یه روز میام جلوی دخترمون و بهش میگ�
فرشته کوچولو...اون دستایی که الان تو با دستای کوچولوت میگیری اول تو دستای من بوده
اون صورتی که الآن تو بین دو تا دستات میگیری
و روی ته ریششو میبوسی اول جای لبای من بود
اون سینه ای که سرتو روش میذاری و خودتو براش
لوس میکنی جاییه که من سرمو میذاشت�
و آروم میشد�
اونی که تو بهش میگی « بابایی »
کل زندگیه «مامانیه»
این آقا عشق منه ... عمر منه
هیچ وقت رو حرفش نه نیار
نبینم بهش بی احترامی کنی
منو تو امید بابایی هستی�
هیچوقت عصبانیش نکنیاااا
آخه اگه اون نباشه دیگه مامانیتم تو این دنیا نیست
***************
شیشه سنگی:عزیزم چشمام عفونته بدی کرده بود که یهو متوجه شدم حالا خداروشکر داروهارو مصرف میکنم بهترم.فدای خودتو مهربونیات بشم من
***************
Blue snow:گلم خوشحالم که حرفام حرفه دلته.و خوشحالم که این سعادتو داشتی باز پیدام کردی از بین این همه کاربر(خخخخ اعتماد ب سقفم میدونم)
ایشالا که دلت هیچوخ غم نبینه و بهترینارو برات آرزو میکنم