s
serendipity ۱۱ سال پیش
پیام

اعتراف میكنم ازاونجایی كه پشت كنكوریم..
هركی هركاری میخواد به من بده (مثلا ظرف بشور)درجوابش ميگم درس دارم، فورا میرم یه كتاب میگیرم تودستم د درس بخون!!
اما متاسفانه ، جدیدا داداشم فهمیده،تا میبینه درس نمي خونم بهم میگه فلان كارو برو انجام بده!! نامررررد!!:-(
هیچی دیگه الان كل خونواده فهمیدن ..بهم میخندند..فك كنم همین جوری پیش بره به قول داداشم دكتری راهم بگیرم!..
اوه اوه مامانم میگه بیا سفره رو جمع كن!o_O.. ..وای خدا من برم سردرسم دیرشد!!!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.