~
~_~ti!iti!ish~_~ ۱۱ سال پیش
پیام

ادامه.............
با این که سرش پایین بود از صورته سرخ شدش معلوم بود چقد عصبانیه آخه از مقایسه شدن متنفره
نیشخندی زدم و رو به آبجیاش گفتم:هه ملاحظه میکنین اینم از طرز حرف زدنش که به من میگه ببند دهنتو؛این ینی خفه شو دیگه مگه نه؟
نامزدم پاشد رفت یه آبی به صورتش زد و اومد باز نشست
گفتم در هرصورت خواستم بگم که من نمیتونم دیگه؛بعدم پالتو و کیفم و برداشتم و رو به مامانم گفتم بری�
یه دفه انگار که داشت خطر و حس میکرد به خودش اومد و گفت:خب جلو همه ازت معذرت میخام بخدا کنترلم و از دست دادم یه لحظه؛تو که میدونی تمامه زندگیمی؛میدونی که 4 سال رفتم و اومدم تا به دستت اوردم؛لعنتی من بخاطره تو موندم تو این کشور وگرنه خودت که شاهد بودی داشتم میرفتم؛تورو خدا با لجبازی همه چیو خراب نکن
بعد از جیب کاپشنش یه جعبه بیرون اورد گفت این کادویه ولنتاینته قابلت و نداره
مکث کردم همه فکر کردن راضی شدم آبجیاش شروع کردن به دست زدن و گفتن خب خداروشکر به خیر و خوشی گذشت
هیشکی نفهمید اون لحظه تمام ولنتاینایی که با عشقم پشت سر گذاشتم داشت مث یه فیلم از جلو چشمم رد میشد
یه نگاهی بش انداختم و گفتم:خوش سلیقه ای دستتم درد نکنه ولی دیدی که اوناییم که دارم استفاده نمیکنم پس برو پسش بده
یه نگاه تلخ بهم کرد و گفت:تو هیچوقت چیزایی که من برات خریدم تو نظرت نبود
با یه لبخند مصنوعی از همشون خداحافظی کردم و از خونه زدم بیرون. . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.