پ
پری ۱۱ سال پیش
پیام


یکی از ما داره باز به اون یکی دروغ می گه
یکی از ما رفته باز سراغ یک یار دیگه
یکی از ما داره باز تو عشق خیانت می کنه
داره دستاش به یه دست دیگه عادت می کنه
اون تویی که دستت و تو دست دیگرون دیدن
اون تویی که آدما با دست به هم نشون می دن
اونی که سادگی رفته از نگاهش فقط تویی
اونی که عشق گذاشته زیر پاش فقط تویی
برو از تو قلب من که قلب من جای تو نیست
دیگه دل عاشق اون چشمای زیبای تو نیست
واسه بر گشتن و موندن دیگه خیلی دیر شده
آخه این دل دیگه یک جای دیگه اسیر شده

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.