ادامه................
اینبار نگاه همه بهم یه جوره دیگه بود
وقتی دیدم همه چیو میدونه با پرروییه تمام گفتم:آره دوسش دارم چون منو میفهمه؛با شخصیته؛خیلی وقته میشناسمش؛منو واسه هوس نمیخاست چون خواستگاریمم اومد
مامانم گفت آره خدایی پسره پاکی بود
نامزدم رو به من گفت: خیلی خوب بعدا راجب اینا میحرفی�
بی توجه به حرفش ادامه دادم و گفتم:درثانی قرار نیست اگه تو زندگیم نیس تو فکرمم نباشه. لیاقت داشت پس موندنی شد
یهو نامزدم از کوره در رفت و گفت:ببند دهنتوووووو...بسه دیگه
!!!!!!!!!!!!
شیشه سنگی:آجی خو دارم میگم دیگه طولانی شه تایید نمیشه
بچه ها میحرفن باید ج اوناام بد�
!!!!!!!!!!!!
Eshghebipayan00.blog:من گند به زندگیش زدم چون خودش خواست میدونس دوسش ندارم ولی ول کن نبود؛من از رو لجبازی و خریت اونروزام میخواستم ازدواج کنم با کی برام فرقی نداشت لج کرده بود چون دچار سوتفاهم شده بودم و اینم که همیشه پا پیچ من بود پس قبولش کردم.الان حقیقتو فهمیدم که خیلیا چشم دیدنه منو عشقم و نداشتن
درثانی من کسیو اجبار نکردم درکم کنه اینارو میگم که اگه کسی داره راه منو شروع میکنه آگاه بشه وگرنه دلسوزی کسی زندگی کسیو درست نمیکنه
در آخرم باید بگم آدم اگه انتقادی از کسی ام داره خیلی محترمانه میگه؛خوبه شما جا نامزدم نیسی ک انقد ناراحتی؛نامزدمم بودنه منو میخاد ب هر قیمتی پس مقصر خودشه