ش
شیشه سنگی ۱۱ سال پیش
پیام

شادی میخندی به زندگیت ادامه میدی دیگه فراموشش کردی
اما یه روزی یه لحظه ای یهویی دلت واسش تنگ میشه دیگه دوسش نداری اما دلت براش تنگ میشه اما دست میکشی رو صورتت میبینی خیس شده از کی شو نمیفهمی فقط میفهمی داغونی میفهمی هنوزم فراموشش نکردی هنوزم اون ته مه های قلبت دوسش داری ...زمانیکه اون دیگه مال تو نیست و این تویی و یه دنیا خاطره
.... و شب ک تنها همدمته و اون چنتا اهنگی که باهام گوش کردید ....
++++++++
داداش مسیحا ...سلامت باشی خیلی خوشحال شدم عملت خوب بود تبریک میگم ...بیا مادر این کمپوتو بخور قوت بگیری
--------
خوشتیب خان....سلام داداشی ....خوبی....به نظر من بهتره به دختره ثابت کنی ک دوسش داری عشقتو ثابت کن ...بهش بگو تا اخر دنیام ک باشه برای بدست اوردنت میجنگم و این کارو بکن ...واقعانم خوب حق داره انقدر هستن کسایی ک میگن دوستت داریم ولی فقط برای سرگرمیه خب دختره هم نمیخواد بازیچه بشه دیگه حق داره تو بهش ثابت کن با بقیه فرق داری و واقعا دوسش داری تا بتونه بهت اعتماد کنه ...اینم ک گفته من جواب کسی ک برام نجنگه و ننمیدمم ...میتونه غیر مستقیم خیلی چیزا رو بگه ....
/
مهتا74
ابجی اصلا من چی بگم....یه لحظه فکر کردم اون متنو من نوشتم ...تموم حرفای دلمو زدی ابجی میفهممت با تموم وجودم میفهممت ابجی جووونم بیا بهم کمک کنیم چون منم وضیتم مث توست ...ایشالله ت مشکل تو درست میشه
..........
mahbub.tanha...سلام اجی خوبی ....میدونی ابجی من فک میکنم تو از این همه یکنواختی خسته شدی ب نظرم یه خرده بیشتر بیرون برو برو خرید خریدم نکردی فقط برو بگرد دوستای جدید پیدا کن بیشتر با خانواده ت حرف بزن و شوخی کن .....صدقه بده ...کار نیک کن بخدا که به یه نفر کمک کن انگار بهترین حس دنیا رو داری ....از خدا کمک بخواه و خدا رو عشقت بدون خدا عشقته چون توهم عشق خدایی
-------/
دلداه عاشق... نخیر گوشتو ول نمیکنم یعنی چی اینکه کسی منو ادم حساب نمیکنه دیگه از این حرفا نزنیا تو تاج سر مایی
------
شراره خاموش .....شراره ....چرا خودتو میسوزونی خیلیا این بیماری و دارن ولی زندگیشونو میکنن خدا جووونم ازت خواهش میکنم ابجی شراره و شفا بده ...ای کاش من به جات این بیماری و میگرفت�
---------

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.