د
دلکنده ۱۱ سال پیش
پیام

دِلَم عِشقی میخواهَد که
مَرا ، بآ هَمه ی خُوبی هآ و بَدی هآیَـم بخواهَد
بآ هَمه ی ضَعف هآ و قوت هآیَ�
✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که
پَر پَروازم بَرآی رسیدَن به خُدا بآشَد
✘نه غُل و زنجیـر اَسارتم بَرآی فـرو رَفتَن در بَدی هآ✘
✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که
نَمآز خواندَنَم ، حجـابَم ، عَقاید و بآورهایَم را بآل و پَر دَهد
✘نه اینکـه داشته هآیَـم را هَم از مَـن بگیرَد✘
✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که
الگویَش ، مولآ عَلی بآشَد و زندگی اَش نَمآد مَردی
بَرآیَش فآطمی بآشَم و زندگـی اَم سَرشآر از عِشق و سآدگی
✔ دِلَم یکـــ عآشقآنه ی آرامـ
بآ چاشنی یآد خُـدا می خواهَد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.