من و اون ۱۱ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
سرِ یه سه راهی دیدم ی زنه نشسته داره گدایی میکنه..منم تو جیبم 5هزارو 200 پول داشتم خیلیم لازمش داشتم..اولش نمیخواستم بهش پول بدم بعد یه نگاهی ب بچه دو سه سالش انداختم دلم سوخت گفتم بیخیال امروز از این پول بگذر بده بهش.. 5تومنیه رو از جیبم در اوردم رفتم دادم ب اون خانومه (لامصب تشکرم نکرد) یدفه دیدم ی صدایی داره ازش میاد،یکم ک توجه کردم دیدم داره با گوشی حرف میزنه منم با خودم فک کردم گوشیش از ایناس ک راحت از جیب درمیاد یکم ک بیشتر دقت کردم دیدم گوشیش s5 بود..
هنوزم ک هنوزه دارم واسه اون 5تومنیه میسووزم..

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.