s
serendipity ۱۱ سال پیش
پیام

به نام او..
مترسك به گندم گفت،
من رابراي ترساندن آفریدن..
اما من عاشق پرنده ای شدم..
كه سهمش ازمن..
گرسنگی بود!
¤
سلام به بروبچ!:-)
¤
mss_mah
ديفونه^_^ تو كه ازماه هم ماه تری نفس جان...شماچش مایی!...خوبی آجی جونم..اوضاع احوال چطوره?!
2khtari az jn3 baran
آررررره خیلی نزدیكیم آجی...ولی من فقط دوبار تاحالا رفتم انزلی متاسفانه....ولی مهم تراینه كه دلامون بهم نزدیكه!^_^كنكوری بودی آجی جونم?!
آجی الهام
سلام آجی...چشم.نمیگفتیدم هم من زودتراز خواهرعروس تو ماشین بودم..خخخ..آرزو میكنم شما وداداش گلم خووووشبخت دوعالم بشیدوهمیشه همینجور شاد دركنار هم بمونيد.
برام دعاكنید كنكور رتبم خوب بشه انشاالله یه جشن میگیرم همه رو دعوت میكنم..والبته براي شما یه جای فوق اختصاصی كنارخودم میذارم..بااجازه برم سردرسم..بوووووووس.
¤
دعاگوی همه هستم..انشاالله هركس به هرچی میخوادبرسه.آمین
...!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.