م
مهتا74 ۱۱ سال پیش
پیام

(پشت این بغض بید لرزانی نشسته ک خیال میکرد با این بادها نمیلرزد....)
---------------------------------------------------------
فردا تولدمه.هیچ حس قشنگی ندارم.ینی راستش اصلا برام مهم نیس ک تولدمه.17بهمنم ی روز مثه بقیه روزا.از هیشکس هیچ انتظاری ندارم.بخدا هیچ انتظاری.میدونم فردا دوستام زنگ میزنن بهم تبریک میگن.انگار یکی داره انگولکم میکنه ک اصن فردا تلفن جواب ندم.شایدم اینکارو کردم......
زندگیم بی هدف شده.ی آرزوهایی دارم ک رسیدن ب بعضیاش دست خودمه ولی هیچ تلاشی براش نمیکنم.اونایی هم ک دست من نیس ک دیگه هیچی.زورم ب دنیات نمیرسه خدا.نمیرسه..........
نمیخام دروغ بگم خیلی ناراحتم.ی چشمم اشکه یکیش خون.ن!هنوزم میخندم.ولی بعضی خنده ها از زهرمارم تلختره.بخدا بعضی وقتا وسط خنده هام بخودم میگم:بدبخت ب چی میخندی؟؟؟با کدوم دلخوشی میخندی؟؟؟
خدا!من فقط تو رو دارم.هوامو داشته باش...
نیما:اون پستتو ک خوندم خیلی دلم گرف.میدونم چی میگی.نمیدونم ازم بزرگتری یا ن واسه همینم نمیدونم چطوری باید حرفمو بزنم.ولی ی چیزی بهت میگم از ته دلم.حرف ی خاهر ب داداش مجازیش!خوشبحالت ک یکی رو داری ک دوستش داری و اونم دوستت داره.اگه شده زمین و آسمونو بهم بدوز هر کاری میتونی بکن تا ی روزی برسه ک هرچقدم بگردن نتونن دلیلی واسه مخالفت پیدا کنن.ایشالا درست میشه......
16/11/93
10:18

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.