k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

بـه نـیـمـکـت خـیـره شـد ، چـقـد از ایـن پـارک و ایـن نـیـمـکـت خـاطـره داشـت ...
روی نـیـمـکـت نـشـسـتـه بـودن
دخـتـر بـا یـه لـبـخـنـد شـیـریـن و صـدای دلـنـشـین :خـوب آخـر مـسـئـلـه هـم از فـرمـولی کـه صـفـحـه قـبـل بـهـت گـفـتـم اسـتـفـاده مـیـکـنی و تـمـام ، فـهـمـیـدی ؟؟ هـوی دیـوونـه حـواسـت کـجــــــــــــــــــاس ؟
پـسـر کـه هـمـیـنـجـور بـهـش خـیـره شـده بـود بـا لـبـخـند مـردونـش : نـمـیـدونـی بـا ایـن روسـری چـقـد خـوشـگـل شـدی ؟؟ ^_^
دخـتـر کـه اخـم کـرده بـود : دو سـاعـت مـن داشـتـم واسـت تـوضـیح مـیـدادم حـواسـت نـبـود ؟؟
پـسـر : خـو بـه مـن چـه تـو خـوشـگـلـی نـمـیـتـونـم بـه درس دقـت کـنـم ؟؟
دخـتـر بـا لـبـخـنـد : عـیـب نـداره دوبـاره واسـت تـوضـیـح مـیـدم ، فـرمـولـی کـه دیـشـب گـفـتـم حـفـظ کـن حـفـظ کـردی؟ پـسـر : چـشـمـات خـیـلـی خـوشـگـلـه
دخـتـر : اذیـت نـکـن ، اصـن از درس امـروز چـی فـهـمـیـدی ؟؟
پـسـر : بـدون تـو مـیـمـرم
دخـتـر : دیـوونـــــــــــه
وقـتـی بـه خـودش اومـد اشـکـاش سـرازیـر شـده بـود، ً کـاش بـودی تـا بـهـت مـیـگـفـتـم : درس بـهـانـه بـود بـرا دیـدنـت ،کـاش اون روزا بـیـشـتـر نـگـات مـیـکـردم ، کـاش اون غـریـبـه هـم قـد مـن دوسـت داشـتـه بـاشـه ، غـریـبـه مـواظـب عـشـقـم بـاش ...
خـوش بـه حـالـتـون بـا هـم خـوش حـالـیـد / خـوش بـه حـالـتـون بـا هـم خـوش بختیت / هـر جـایـی کـه مـن تـنـهـایی رفـتـم ،خـوش بـه حـالـتـون ، دوتـایی رفـتـــیـــــــد
ـــََـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آبـجـیـا داداشـا از تـه قـبـل مـمـنـونم بـرا دعـاهـاتون . پـسـتـای هـمـه رو خـونـدم . اسـم نـمـبـرم شـایـد کـسـی جـا بمونه یه تـشـکـر ویـژه هـم از اون عزیزی که اون پست رو درباره من و الهام نوشت . یه آبجی هم هست چـند بار اسممو آورده دو پست آخرش بلند بود خودش میدونه کیه ازش ممنونم . یه چند تا آبجی و داداش هستن ازشون خبری نیست اصن فکر عمشون نیستن . و یه پرنده ای بود که شکار میکرد رشتش رو نوشته بود تو نگو باهم هم رشته ای هستیم ،بعدشم اینجا همه وبلاگ و ایمیل و ای دی میدن دور الهامو بگیرت اگر اجازه داد شمارم رو میزارم تو واتساپ یه گروه میسازیم ^_^
بهمنیا هم تولدشون مبارک ^_^

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.