دلم بدجور هوس عاشقی کرده دلم واسه اون استرسا اون ترسا اون یواشکی بیرون رفتنا خلاصه اون روزا بدجور تنگه.......
ی خواستگار برام اومده خانوادم راضین یعنی ی جورایی منم باید راضی بشم میخوام قبول کنم فقط برای اینکه بهش ثابت کنم منم میتونم برم منم میتونم دل بکن�
اما خیلی دلم میخواست با کسی ک عاشقشم ازدواج کنم ن با کسی ک نمیدونم چ احساسی بهش دار�
منم دوس دارم وقتی کسی ک قراره همسرم بشه رو میبینم دلم بلرزه ن ک تا اونو میبینم با عشق لعنتیم مقایسش کنم.....
خدایاااااااا هوای دلم بد بارونی.... ب فریادم برس خدا. (خداجون ااین حرفامو نذار پای ناشکری بذار پای ی دردودل دوستانه )
* یا غیاث المستغیصین *