1
1irani ۱۱ سال پیش
پیام

سلام�
P@ris@74:از انجا که به شوما ارادت خاصی پیدا کردم بذار راحت بحرفم ...شوما اگه خداییی نکرده یه اتفاقی بیافته که به دلت نچسبه هیچ غلطی نمیکنی ...حرف خودکشی نزن که میام یه پس گردنی می خوابونم پس کلت:| بچه های اینجا میدونن پس گردنی های من چقد درد داره هاااااااا.....در ضمن شما باید باعث پیشرفت هم بشین نه پس رفت چرا باید درسشو ول می کرد؟؟؟می تونست سربازی رو بعد درسشم بره
ـــــــــــــــــــــــــــــ
hissssss: آیا من حق اظهار نظر دارم؟؟؟؟امیدوارم داشته باشم :( ...از من بخوای ادما تو زندگی هاشون گاهی مرتکب بزرگترین اشتبا ها میشن ..این میتونه یکی از اون بزرگترین اشتباهایی باشه که شخصه بتونی تو زندگیت انجام بدی..والسلا�
ـــــــــــــــــــــــــــــ
اول شخص غایب: یه اشتباهی بخدا نا خواسته پیش اومده ...من معذرت میخوا�
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پری: اگه بخوای احساسی در نظر بگیرم واز روی قلبم اونی که دوستش دارم چون فکر میکنم بدون اون زندگی یعنی هیچ اما چون اصولا از روی عقلم حرف میزنم نه احساسم اونی که دوستم داره چرا؟چونکه این منم که برای اون طرف مهمم ...من از خودم مطمئنم که طرفمو هیچوقت تنها نمیذارم اما اونی که من دوستش دارم چرا ممکنه یه روز تنهام بذاره واذیت شم....اونی که دوستم داره از همه چیزش به خاطر من میگذره اما اونی که من دوستش دارم باید همه چیزمو فدای اون کنم....اونی که دوستم داره با عث پیشرفتم تو زندگی میشه اما اونی که دوستش دارم باعث پس رفتم چون دائم در همه حال باید به اون فکر کنم...برای خوشی اون بجنگم نازشو بکشم ادا اطواراشو تحمل کنم ....اونی که دوستم داره زندگی رو برام بهشت درست میکنه اما اونی که دوستش دارم برام گریه های شبونه درست میکنه.....اونی که دوستم داره میاد جلو حرفشو میزنه رک وراست اما باید بسوزم به پای کسی که فقط من دوستش دارم و....
ـــــــــــــــــــــــــــــ
just ME:: عزیزم خب چی شده؟؟میشه حرف بزنی ؟؟پس گردنی میخوای ایا؟؟؟این حامد نیست تکمیل شه کارم با انبر دستش...اشکال نداره سعید انبر دسته حامدو بیار بکوب تو سر این ببینم چی شده اینو.....خدارو شکر حل شد خوبم تو خوبی؟؟؟؟
ــــــــــــــــــــــــــــ
j£: آهاااا خو پررنگ باش ببینیمت چه کاریه
ـــــــــــــــــــــــــــ
#حامد : بههههه سلام حامد خودمون چطور مطوری؟؟؟اینا چیه نوشتی هااااا بزنم با انبر دستت فرق سرت هان؟؟؟به سعید گفتم انبر دستتو کش بره برام :)))
ــــــــــــــــــــــــــ
خدایاااااااااا: عزیزم رفتارت اصلا با دوستت خوب نبود دوم اینکه من این حرفمو همینطوری میزنم اصلا نگاهم اینطوریه قصد جسارت ندارم...اما چرا به کسی جز همسرمون اجازه میدیم دستمو بگیره بغلمون کنه؟؟؟خو الان اون برا تو نیست اما گرمای دستاشو گرمای بغلش تو ذهنته وآزارت میده....یکی تو 4 جوک نوشته بود منتظر بیسکوییت های قبل غذامون باشیم چون نمیذارن از غذا لذت ببریم خداهم بی افو منع کرد تا از همسرمون لذات ببریم حرفش قشنگ بود به حرفای قشنگ باید عمل کرد....بازم میگم قصد توهین ندار�
ــــــــــــــــــــــــ
1393/11/8
11:06

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.