بابایی عاشقت�
ای بی خردان ز درد و آهم خیزید و رها کنید راه�
من گمشده ام مرا مجویید با گمشدگان سخن مگویید
تنهایی میدونید یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی با2تا از آبجیات طبقه3خونتون درس بخونی صبح که میاین پایین واسه صبحانه داخل خونه که میشی بابات بگه واااای فاطی عزیزم اومد صبحت بخیر بابایی خوبی......عاطفه خانومم چطوره؟؟؟خوب درس میخونی باباجون؟ اونوقت حتی نگاه تو هم نکنه.....انگار که تو اصلا وجود نداری...پس من چی باباجونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.تنهایی یعنی جلو آبجیات غرورت له بشه تنهایی یعنی بابات بگه یه لیوان آب برام بیارین تو بلندشی واسش بیاری.....یهو بگه نه نمیخوام تو بیاری پرکم«ب پریسامون میگه پرک»تو آب واسم بیار بابایی....تنهایی یعنی اشکی که اون لحظه تو چشمات حلقه میزنه....تنهایی یعنی میای بیرون و بخدا التماس میکنی که جلو اونا اشکت نریزه....تنهایی یعنی میای بالا و واسه اینکه همسایه صدای گریه ت رو نشنوه سرتو میکنی تو بالش و با تمام وجودت جیغ میکشی و گریه میکنی.....تنهایی یعنی عین من ذره ذره بمیری....خدایا من که مردم تو کجایی؟؟؟؟؟؟بیا دیگه فدات شم من دیگه نمیکشم....بیا....
پس از تو نمونم برای خدا ......تو مرگ دلم را ببین و برو
مددت یدی....6.11.93ساعت21:14