A
Avid yani khoshbakht ۱۱ سال پیش
پیام

بابایی عاشقت�
ای بی خردان ز درد و آهم خیزید و رها کنید راه�
من گمشده ام مرا مجویید با گمشدگان سخن مگویید
تنهایی میدونید یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی با2تا از آبجیات طبقه3خونتون درس بخونی صبح که میاین پایین واسه صبحانه داخل خونه که میشی بابات بگه واااای فاطی عزیزم اومد صبحت بخیر بابایی خوبی......عاطفه خانومم چطوره؟؟؟خوب درس میخونی باباجون؟ اونوقت حتی نگاه تو هم نکنه.....انگار که تو اصلا وجود نداری...پس من چی باباجونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.تنهایی یعنی جلو آبجیات غرورت له بشه تنهایی یعنی بابات بگه یه لیوان آب برام بیارین تو بلندشی واسش بیاری.....یهو بگه نه نمیخوام تو بیاری پرکم«ب پریسامون میگه پرک»تو آب واسم بیار بابایی....تنهایی یعنی اشکی که اون لحظه تو چشمات حلقه میزنه....تنهایی یعنی میای بیرون و بخدا التماس میکنی که جلو اونا اشکت نریزه....تنهایی یعنی میای بالا و واسه اینکه همسایه صدای گریه ت رو نشنوه سرتو میکنی تو بالش و با تمام وجودت جیغ میکشی و گریه میکنی.....تنهایی یعنی عین من ذره ذره بمیری....خدایا من که مردم تو کجایی؟؟؟؟؟؟بیا دیگه فدات شم من دیگه نمیکشم....بیا....
پس از تو نمونم برای خدا ......تو مرگ دلم را ببین و برو
مددت یدی....6.11.93ساعت21:14

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.