خنده میبینی ولی از گریه ی دل غافلی
خانه ی ما اندرون ابر است و بیرون آفتاب
ساناز دیگه مرد.....
بابا جون عاشقتم
بعضی از چیزام هستن که هیچوقت فراموش
نمیشن..... که هر لحظه میتونن یه نفرو هزار بار بکشن...
مثل گذشته من تو این4سال خیلی سعی کردم محکم باشم و ب روی خودم نیارم ولی هر روز که میگذشت ضعیف تر میشدم و اراده ام رو ذره ذره از دست میدادم...فکر میکردم زمان که بگذره همه چی فراموش میشه و روزای خوبم برمیگرده اما......
خدایا من دیگه کم آوردم.... اینجا میگم که همه بدونن ساناز دیگه تحمل نداره...من مردم..... بقیه حواسشون نیست....خدایا هبشکی نمیدونه چقدسخته عزیزترین آدم زندگیت بهت بگه بمیر تا از دستت راحت شم یعنی چی ولی تو که میدونی....تو که میبینی زجرکشیدنمو.....تو که میبینی اشکمو...تو که میبینی قلب تیکه تیکه شده از دردمو....پس کجایی؟؟؟؟؟چرا تمومش نمیکنی من دیگه نمیکشم....طافتم تموم شده به خودت قسم....بیا بغلم کن بیا منو ببر پیش دایی مجیدم هرچند اون تو بهشته من تو جهنم.....خدایا میشنوی ساناز دیگه مرد.....من که مردم تو کجایی؟؟؟؟؟
اجی الهه من کجاست؟؟؟خوبی عزیزی؟؟؟؟یه خبر از خودت بده....
اجیnazaninخیلی دوست دارم امیدوارم بهترینا واست اتفاق بیفته...هم چنین اجیاnafis...just me...پرنده شکاری و لیلا و سحر ومائده و mss mah....و بقیه بچه ها ....تو رو خدا دعاکنید زود زود برم پیش دایی مجیدم....
پس از تو نمونم برای خدا.... تو مرگ دلم را ببین و برو....مددت یدی....
5.11.93ساعت11.05ادمین عزیز خواهش میکنم تایید کن بخدا با هزارتا سختی تونستم پپست بذارم