ا
اِلـکیــــــا ۱۱ سال پیش
پیام

*عاشقانه خاص*
عاشق اون لحظه ایم که...
قرار بود بیای پارک دنبالم منم داشتم قدم میزدم تا با ماشین برسی
یهو یه ماشینی کنارم ترمز زد یه پسری از تو ماشین پیاده شد
آفتاب خیلی شدید بود نتونستم قیافشو ببینم
بدون اینکه بهش توجه ای کنم به راهم ادامه داد�
یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره با عصبانیت جواب دادم گفتم کجایی؟
با لحن آرومی گفتی خانومی چرا سوار نشدی!؟
وااااااای چقد اون روز باهم خندیدیم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.