i
ice gril ۱۱ سال پیش
پیام

دیشب خواب دیدم اومدی جلو مدرسه دنبالم ک منو برسونی خونه وقتی صبح از خواب بیدار شدم پیش خودم گفتم چی میشد خوابم تعبییر میشد...
امروز ظهر وقتی مجبور شدی منو تا مدرسم برسونی وقتی سوار ماشینت شدم خیلی خوشحال بودم خوابم تعبییر شده ولی باز همون اخمایی ک منو تا مرز جنون میکشه روصورتت بود.نمیدونی با چه جون کندی تونستم خودمو راضی کنم ک تو چشات نگا نکنم میترسیدم باز با اون نگاهای سردت دلمو بشکنی....خدایا چقد سخته کنارم باشه ولی مجبور باشم خودمو بی تفاوت نشون بدم.... چقد سخته نگاش نکنی ک مبادا التماسو تو چشات بخونه....چقد سخته باشه ولی مال تو نباشه.....
------------------------------------------------------------------------------
دلداده عاشق:سلام ابجی خوبی؟ من تو یکی از روستاهای صادقعلیم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.