خ
خورشید خانوم ۱۱ سال پیش
پیام

اين سماور جوش است
پس چرا مي گفتي
ديگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوري قلبت را،
زودتر بند بزن؛
توي آن،
مهرباني دم کن
بعد بگذار که آرام آرا�
چاي تو دم بکشد.
شعله اش را کم کن.
خنده هايت قند است.
چاي هم آماده ست.
بوي آن پيچيده است، از دلت تا همه جا ...
پاشو مهمان عزيز
توي فنجان دل�
چايي داغ بريز!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.