n
nima(0_o)anzali ۱۱ سال پیش
پیام

دو ساعت نوشتمو نوشتمو نوشتم...تایپ کردم...اخرش با یه کلید همرو پاک کردم...میدونین من درد و دل بلد نیستم بجاش دل میشکونم اعصاب بقیرو خرد میکنم...یه ادم اضافی یعنی این دیگه...چقد بده ها حتی وقتیم که میخوای همه چیو تموم کنی اخر یکی میاد نجاتت میده...البته نجات که نه زندگیه بدتو برمیگردونه....نه تولد دست خودته نه مرگ..مسخرست...حرفامو به کی بگم؟؟؟کسی که دوستش دارم=نمیخوام دلش بشکنه نمیخوام بیشتر اذیتش کنم همینجوریشم کلی اذیت میکن�
رفیق=واسشون شدم اینه ی دق پس بسه دیگه
پدر مادر=هه...بگذریم...حنی اگه اگه کسیم باشه من بلد نیستم حرف بزنم...بالاخره تو اینجا هم اعصابتونو خرد کردم...ببخشید که حالم بده هرچند که فکر نکنم پستم تایید شه...اگه میشه تایید شه چون اگه نشد که دیگه بیام نمیخوام بچه ها فک کنن بی معرفتم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.