خ
پیام

یا حق
*******
یکی از لذتایی که خواهیم داشت اینه که:
یه روزمیاد من و تو یه نی نی داریم..
کوچولوی کوچولو...
انقدرکه بلد نیست راه بره..پوشک میپوشه...
4 دستو پا میره....
دستاشو میگیریم تا یکم وایسه....اما میافته....
دیگه خسته میشی...
درازمیکشی...بغلش میکنی و داد میزنی عسل بابا کیییییه؟
اما نینیمون نمیتونه حرف بزنه...
گنگ بهت خیره میشه...
منم شاهد این صحنه هام...
میگی بهت گفتم عسل بابا کیییییه توله ی من...؟
اما...
یه روز میاد دو سالش میشه...
یکم حرف میزنه...
لباسامو میپوشه و میگه بابایی خوشگل شدم؟
میگی:بزغاله این که لباسای خانم منه....
میگه:بابایی بهش نگیا اما من لباساشو پوشیدم تا با تو ازدواج کنم...
منم میگم:نخیر نخیر قبول نیس!
این شوهر منه...عشق منه...
کسی حق نداره باهاش ازدواج کنه..مال خودمه...
میگی:عیب نداره...
این توله میشه هووت...قبوله؟
من و نی نی دوتامون جیغ میکشیم قبوله...
بعدم ماچت میکنیم...
باحاله نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.