❤
❤Mina 72❤ ۱۱ سال پیش
پیام

سلام*****
ميم مث....
الان داشتم پست بچه هارو ميخوندم چشمم افتاد به پست آقا مجتبي...من چند بار تو پستام اسمتونو آوردم ،ولي خب ديدم اصن تحويل نگرفتين...الان كه پستتونو خوندم متوجه شدم دليلش چيه...
واقعا بهتون حق ميدم،روي صحبتم اصن باشما نيست پس اگر دوس نداشتين اصن جواب نديد...
دوسال تموم تو fnعضو بودم،مني كه تا قبل از اون يه دختر الكي سرخوشو شيطون بودم تبديل شده بودم به ي دختر تنهاو افسرده...سره همين چت كردنم كلا از زندگيم جا افتادم،تاوان يه سري كاراي نكردمو پس دادم كه حتي روحمم ازشون خبر نداشت...هميشه برادرم سر اين موضوع باهام برخورد ميكرد كه بعد ها خودم به حرفش رسيدم...بعضي وقتا daryaaaaاز خاطراتش ميگه كاملا با حس اون روزام نوشته هاشو ميخونم...
نميدونم...دلم ميخواست اينو بنويسم...اين دنياي مجازي لعنتي واقعا دنياي واقعي خيليارو خراب كرد...
.1irani...آجي نيستي چرا؟؟؟؟بابا بيخيال انيشتين...اينقدر درس نخون سطح علمو ميبيري بالا توقعات از ما زياد ميشه ها....
#حامد#داشتم ميخوندم متنتو بدجور خورد تو ذوقم...بدش كه دقت كردم به جمله ي(خواهر كوچولو)...فهميدم برا من ننوشتي چون من ازت خيلي بزرگترم(^_^)...البته ميدونم اصن جرئتشم نداري برا من اينجوري بنويسي...حالا داداشي اينقدر بقيرو نزار تو خماري تعريف كن چيشد ديگه...مرديم از فضولي....ولي خدايي منم فك كردم به ما گفتي بهت نگيم داداشي...كاش ميشد حانيه بياد كرج با هم بريم مهستان خريد(^_^)
صارا....ببخشيد عزيزم من تو گوشيم علامت ضربدر نداشتم،من به فال اعتقادي ندارم ولي اگر فال جواب دلاي شكسترو ميده برا منم بگير اگر زحمتي نيست...
پونه.....آره والا ديدي چقدر تفلكيم(^_^)اصن دلم برا خودم سوخت.....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.