م
مـــیم مــثِ... ۱۱ سال پیش
پیام

خـیـلـی سـعـی کــردم سـکـوت کـنـم حـرفـی از اون خـراب شـده نـزنـم ولـی خـب بـهـتـر یـه چـیـزایـی رو بـدونـیـن دریـا خـانوم...
شـما یـادت نـمـیـاد ...متن تـقـریـبـا دوسـالـی اینـجـا عـضـوم...خـیـلـی هـا اومـدنـو رفـتـن...خـیـلـی هـا هـم هـنـوز هستــن...
اون مـوقـع خـیـلـی هـا از درد شـکـسـت عـشـقـیـووتـنـهـایـی حـرف مـیـزدن مـث الــان ...خـیـلی هـا خـیـلـی گـرفـتـاری داشـتن...
سـر یـه اتـفـاقـاتـی خیـلـیـامون تـو یـه جـایـی بـه اسـم کـلـوب عضــو شـدیـم...خـب اولـش خـوب بــود....بـالــاخـره هــر کـسـی از خـودش یـه ادم خـوب و پــاک سـاخـتـه بـود...مـاهـم سـاده و زود بـاور
فـک مـیـکردیـم هـمـه مـث خـودمـون ســاده و بـی شـیـلـه پـیـلـه ان...
کـم کـم گـذشـت تـا یـواش یـواش خـیـلی هـا خـودشـونـو نـشـون دادن....
بـبـیـن اگـه مـیـگـم دخـدر جـمـاعـت چـون دلـیـل دارم واسـه حـرفـم...اونـجـا مـن بـودم کـیـان بـود مـسـیـحـا بـود عـلـی بـود سـعـیـد بـود و چـن نـفـر دیـگـه کـه اصـن مـشـکـلـی بـا هـم نـداشـتـیـم ...ولـی ایـن دخـدرا هـر روز یـه داسـتـانـی درمـیـاوردن..سـحــر خــانوم...لـیـلا... شـمـا کـه مـیـدونی چـی مـیـگـم...
مـن اون جـا تــاوان دادم...تـاوان سـکوت مـقـابـل بـعـضـیـا..تـاوان گـوش کــردن بـه دردل چـن نـفـر...تـاوان سـادگـیـمـو...تـاوان حـرمـت نـگـه داشـتـن...تـاوان نـبـردن ابــروی خیـلـی هـا...اخـرشـم بـا کـلـی اتـهـام و دلخـوری از اونـجـا اومـدم بـیـرون...عـلـی نـوری مـیـدونـه چـی مـیـگم...
اگـه دقـت کـرده بـاشـی مـن ایـنـجـا جـواب خیـلـی هـا رو نـمـیـدم ...مـیـدونـی چــرا؟؟؟چـون مـیـترسـم بـازم هـمـه چـی رو سـر مـن خـراب شـه...چـون مـیـترسـم بـاز بـشـه اش نـخـورده و دهــن سـوخـتـه...اونـجـا خیلی ها میـگـفـتـن دوسـتـمن ...خـیـلـی هـا ادای عـاشـقـا رو بـرام دراوردن ...خـیـلـی هـا ابـجـیـم بـودن ...ولـی مـن خـیـری ازشـون نـدیـدم...شـمـا هـم از دسـت مـن نـاراحـت نـشـو... ـمن فـقـط دلــم پــره...وگــرنـه کـیـه کـه نـدونـه هـنـوزم هـسـتـن دخـدرایـی کـه اسـمـشـون بـزرگـتـریـن قـسـم خـیـلـی هـاس...شـایـد یـه روزی مـعـنـیـه حـرفـامـو بـفـهـمـی...
در اخـر چـون چـنـبـار بـهـم گـفـتی داداش یـه نـصـیـحـت بـرادرانـه مـیـکـنـمـت...مـا از دنـیـای واقـعـی پـنـاه اوردیـم بـه دنـیـای مـجـازی...ولـی غـافـل ازاـیـنـکـه اسـمـون هـمـون اسـمـونـه...مـواظـب بـاش....نـشـی مـث امـروز مـن کـه تـمـوم بــاورا و اعتـمـادت از بـیـن بــره...
امـیـدوارم حـلـالم کـنـی...روزگـارت بـی غـم دریــا خـانـوم.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.