من و اون ۱۱ سال پیش
پیام

** سعيد تنهاي تنها **
دلم ميخواد همتون اين پستو بخونین...
حالم بدجور گرفتس..
فکرامو کردم..ديگه نميخوام بهش دل ببندم.نه اون منو دوسم داره نه من اونو..شما ميگين عاشقمه ولي من ميگم با اين همه توجهي ک بهم داره حسش حتي ي دوس داشتن ساده هم نيس..گيريم اصن عاشقم باشه مثلا چن ماه ميخواد باهام بمونه؟؟گيريم از ماه هم بگذره برسه ب سال..ميخواد چن سال باهام بمونه؟؟ اون هرچقدم فهميده باشه بازم بچه اس..اگه از 13سالگي بياد تو خط عشق و عاشقي مطمئنن تا قبل از 15سالگي ازم سير ميشه..هه تو سربازي کي طاقت دلتنگي رو داره؟؟اصن گيريم دلتنگي رو تحمل کردم..اون چي؟؟آيا اون ميتونه 2سال ب پام بمونه؟؟خب هرچي باشه اون دختره..تو ديده..تا سربازي من اون حتما 15ساله ميشه ديگه..دختره 15ساله هم ک رو بورسه..همه ميفتن دنبالش..صددرصد مخشو ميزنن..2ساله..شوخي ک نيس..
من نميخوام اشتباه کنم مجتبي قبلنم اون حرفارو بم گفته بود..اون دفعه بهش توجه نکردم اما ايندفعه نشستم چن ساعت فقط ب حرفاي مجتبي فک کردم..
ببخشيد بچه ها..تقريبا نظر همتون مثبت بود اما بيخيالش بشم بهتره.
______________________
من ي ادم کاملا تنهام..تنها ب اين معني نه ک فقط عشقم رفته بود و... ب اين معني ک هيشکي رو ندارم..هيشکي رو ندارم ک منو بفهمه.درکم کنه..باور کنيد هيچ دلخوشي ندارم..دنباله ي بهونه ميگردم ک دلمو بهش خوش کنم.وگرنه من کسي نيستم ک تحت تاثير نگاه ي دختره تازه ب بلوغ رسيده بشم..
ميدونين بچه ها تنها ک باشي خيلي زود ب همه اعتماد ميکني.من تو زندگيم ب خيليا اعتماد کردم اما همشون از اين همه اعتمادي ک بهشون داشتم پشيمونم کردن..
ميدونم حتما خيلياتون الان پيشه خودتون ميگين ي ادم 18ساله چي ميفهمه از عشق.چي ميفهمه از تنهايي.چي ميفهمه از درد..خب حقم دارين..کدوم آدم 18ساله رو اينقد غمگين ديدين؟؟هم سناي من تازه سبيلشون داره درمياد.اونوقت من..من پيشونيم خط افتاده..از بس ک حرص خوردم..از بس ک اعصابمو خراب ميکنن..
من رفيقامو بخاطر اينکه خيلي غمگينم از دست دادم.فقط يدونه رفيق دارم ک از همه بهتره ک اونم تا ميام از تنهاييام بگم بحثو عوض ميکنه.
خيلي حرفا تو دلم هست.بخدا اين پستو با بغض نوشتم.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.