MℓØH@MαD™ ۱۱ سال پیش
پیام

ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﻴﺰ ﺷﺪ...
ﻫﻤﻪ ﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺍﻣﺸﺐ...
ﺑﺸﻤﺎﺭ! ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯼ ...
ﺑﺸﻤﺎﺭ! ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﻧﺸﺎﻧﺪﯼ...
ﺑﺸﻤﺎﺭ! ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﻮﻕ ﻭ ﻏﻢ ﺭﯾﺨﺘﯽ ...
ﻓﺼﻞ ﺯﺭﺩﯼ ﺑﻮﺩ، ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺒﺰ ﺑﻮﺩﯼ!؟...
ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻌﺪﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻴﺸﻤﺎﺭﯾﻢ...

m
mahdie_rhi ۵ سال پیش
پیام

به امامزاده هوشنگ این عدالت نیست
بهار و تابستون میری بیرون یه بستنی بخری 10میری، برمیگردی میبینی11عه
پاییز و زمستون 10شروع میکنی اتاق رو تمیز میکنی غذا درست میکنی زنگ میزنی با دوستت یک ساعت صحبت میکنی میبینی تازه 10:20ست
چراااا ╰_╯

خ
پیام

باید عادت کرد!
پاییز می اید *-*
نرم نرمناک؛)
رقصان...
رنگارنگ ...
با چشمانی تر ...
با گونه ای گرم ....
اما گاهی پر جوش و خروش..با انار خون به جگر و کدوی خزان ، در بغل گرفته و میاید و گاهی با چشمانی تر و دل شکسته...!!
ما ک پاییز را نشناختیم....
امیدواریم اوهم مارا نشناسد ☺

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.