ص
پیام

خدایا هستی ؟! میشنوی صدامو ؟! میبینی اشکامو ؟! میبینیو هیچ کاری نمیکنی ؟! خدایا دلم گرفته ! میدونی از کی ؟! از خودت ! مگه تو بهم قول ندادی ؟! مگه با هم قرار نذاشتیم ... ؟! ب همین زودی زدی زیرش ؟! خدایا حالم خوب نیس ! داغونم ! خدایا ب کی بگم ؟! چرا هیشکی صدامو نمیشنوه ؟! چرا هیشکی حواسش نیس ؟! میدونم ک میبینیم ! میدونم ک میشنوی ! فقط نمیدونم چرا هیچکاری نمیکنی ! نمیدونم ! خدایا میشه ی کاری کنی آروم شم ؟! ی کاری کنی ک ب هیشکش و هیچی فک نکنم ؟! خدایا میشه خودتو نشونم بدی ؟! میشه بیای بغلم کنی بِبَریم پیش خودت ؟! میشه ؟! خدایا میدونم ! میدونم ک ... ! خدایا ... چرا تا داره درست میشه یهو دوباره خراب میشه ؟! هوووم ؟!!!! خدآیــــــــــــــــــــآ ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.