یکی بود یکی نبود زیر سقف کبود یه نفر پریشونو تنها بود
دیگه خسته از این دنیا بود
و زمینو آسمون نبود هیشکی با اون نداشت
چیزی به جز یه دل داغون پر زخم و غریبو بی نشون...
تویه شهر غریب یکی گم شده بود ولی دنبال نشونه ای نبود
واسه گریه هاش شونه ای نبود...