من و اون ۱۱ سال پیش
پیام

** سعيد تنها **
سلام بچه ها
ميخوام يچيزي بهتون بگم.چن ماه پيش از طرز نگاه کردن ي دختر فهميدم ک دوسم داره.سنش خيلي از من کمتره.اون موقع ها ک من حتي نگاشم نميکردم اون همه حواسش ب من بود.نميگم عاشقمه اما نگاهاش،لبخنداش،دست و پاچه شدناش (حتي چن بار ديدم با دوستش و خواهرش داشت درمورد من حرف ميزد) ميگه خيلي خاطرمو ميخواد.
خب منم ک يه آدم تنها.منم ک از خدامه يکي دوسم داشته باشه.واسه همين خيلي تحت تاثير نگاهاش قرار گرفتم.از وقتيکه مطمئن شدم دوسم داره افتادم دنبالش.اونم برام کم نميذاره خداييش خيلي هوامو داره.اصن چشم ازم برنميداره.
مثلا همين ديروز ک خيلي اتفاقاي خوبي افتاد.
ديروز از بازار برگشته بود تنها.منم با يكي از دوستام با ده متر فاصله دنبالش بودم ک يهو وسايلايي ک خريده بود از دستش افتاد.خيلي ريلکس رفتم سمتش و بهش گفتم کمک کنم؟؟؟اونم بعد از يخورده مکث گفت مرسي..منم هيچي نگفتم و خيلي آروم ب رام ادامه دادم ک يهو ديدم دوباره وسايلا از دستش افتاد ايندفعه ديگه چن تا نارنگي ريخت زمين..ديگه زبونم بند اومدم دوباره بهش بگم بذار کمکت کنم..مطمئنم اون لحظه خيلي هول کرده بود و استرس داشت چون وقتي داشت نارنگي ها رو از زمين جمع ميکرد يکي از نارنگي ها رو ک درست جلو چشمش بود يادش رفت برداره..مطمئنم اون لحظه فقط دلش ميخواد خيلي زود از محل حادثه دور شه تا بيشتر از اين جلو من ضايع نشه..
ي ربع بعد دوباره اومد مغازه منم دنبالش بودم و باز هردم برميگشت نگام ميکرد..يک ساعت بعد از اين قضيه داشتم از جلو خونشون رد ميشدم ک ديدم جلو درشون مونده و داره نگام ميکنه منم درحال راه رفتن داشتم نگاش ميکردم فک ميکردم کم مياره سرشو ميندازه پايين اما لامصب زوم کرده بود روم..
بچه ها من مطمئنم دوسم داره..
لازمه ک بدونين اون خيلي دختر سنگينيه و هميشه سربه زيره و جز من ب هيچ پسري نگا نميکنه..
از چيزايي ک خودم دربارش فهميدم اينه ک احساس ميکنم خيلي احساسيه و يجورايي مثه خودم تنهاس..يني از اون آدما نيس ک دورش شلوغ باشه..
مشکل من اينه ک سنش کمه دوم اينکه نميدونم گوشي داره يا نه.بعدش اينکه عاشقش نيستم اما اگه ي روز نبينمش خيلي دم ميگيره.
اگه ميشه نظرتونو بگين؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.