این خواهرما باررفیقش(دختره بوخدا) که از قضا بچه مایه داره تصمیم میگیرن برن عروسی همکلاسی مدرسشون (شاگرد اول کلاس)این آبجی ما فقط دویست تومن پول کفششه پیرهن تنش ان تومن می ارزه باکلی قر وفرو ادا ومدامیره سه ساعت حموم شش ساعت جلو آینه وآرایشگاه دوستشم همینطور اولا توعروسی زودتراز همه میرسن پیش فامیلای عروس خودشونوفامیل داماد جامیزنن وبالعکس انقدر میرقصن که همه فکر میکنن خواهر من خواهر عروسه یکی سه پرس غذای اضافی و میوه شیرینی باخودشون میارن تازشم اخرشم باکلی کلاس توجعبه طلای شیک یه سکه پارسیان هشت هزار تومنی میزارن جلو دوربین میدن به عروس حالا شما تصور کنید حال عروس بیچاره بعد ازعروسی چه طور بوده...حالا اینا شانس اوردن عروس بعداز عروسی رفته یه شهردیگه وچشم توچشم نمیشن ومن الله توفیق