k : e @@@@@
♤♤پست ویژه♤♤
رفیق داداش بزرگم بود ، وقتی از زندان آزاد شد میگفت : توبه کرده . عاشق شده . میگفت : میکانیکیش عالیه . میره تو یه میکانیکی کار میکنه . کم کم پول میاد دستش از
پولدارای فامیلشون هم یکم قرض میگیره خودش میکانیکی میزنه . میره خواستگاری عشقش .یه خونه نقلی کرایه میکنن ، اسم بچه هاشون رو هم انتخاب کرده بودن
ولی هر میکانیکی رفت وقتی فهمیدن زندان بوده بهش کار ندادن حتی میکانیکه کوچه خودمون که میدونست توبه کرده . رفت پیش پول دارای فامیلشون . هیچکدومشون بهش پول ندادن .آخه به کسی که زندان رفت بود اعتماد نداشتن
وقتی شنیدم سکته قلبی کرده و مرده باورم نمیشد . وقتی رفتیم سر قبرش هر کدوم از پولدارای فامیلشون پول یه چیزو داده بودن یکی پول قبر یکی پول غذا . وای چه مراسمی چقدر پول خرج شد . اندازه یه مغازه میکانیکی خوب. شایدم بیشتر . میکانیک کوچمون که بهش کار نداده بود بالا قبرش چه گریه ای میکرد . آخر سر پدر مادرش چه تشکری میکردن از پولدارای فامیلشون که کمکشون کرده بودن ، پولدارای فامیلشون چقدر اسمشون تو فامیل رفت بالا
نمیدونم چی بگم . لایکشم مثل همیشه : هه ...