بعد از دوسال ک از رفتنش میگذره شب شهادت حضرت رقیه از خدا خواستم مهرشو از دلم بیرون کنه.همونجور ک اون ساده فراموشم کرد منم ساده فراموشش کنم. بخدا خسته شدم از نگاهای سردش...
لعنتی تو ک میدونی عاشقتم یکم مهربونتر نگام کن هر بار با اون نگاهت غرورمو خرد میکنی..........امیدوارم روزی برسه که منم مثل خودت سرد نگات کنم طوری ک از سرمای نگاهم یخ کنی