مثه حسی تویه زندون اسیری
باید کاری کنی آروم بگیری
باید کاری کنی که باز مثه قدیما
به هم خیره بشن چشمای خیس و اشکی ما
بغض سکوتو بشکنو ببین منم مثل توئ�
منم غریب جاده ها یه عمره همساز توئ�
نذار تموم شه خاطرات خاطره ای تازه بساز
دوباره با ناز صدات ترانه ای تازه بساز
این روزا سخته زندگی هوا نفس گیره برا�
خبر نداری که چقدر دله که میگیره برات
این همه احساسو ببین صدای بارونو میخواد
نگو که طاقتم کمه این همه دل تورو میخواد
نمیدونم چرا همش احساس میکنم رفته که همین یکی دو هفته برگرده؟؟؟یعنی واقعا میشه؟؟؟کاش میشد.......
روحت شاد امپراطوووووور