م
مرتضی پاشاییfor ever ۱۱ سال پیش
پیام

مثه حسی تویه زندون اسیری
باید کاری کنی آروم بگیری
باید کاری کنی که باز مثه قدیما
به هم خیره بشن چشمای خیس و اشکی ما
بغض سکوتو بشکنو ببین منم مثل توئ�
منم غریب جاده ها یه عمره همساز توئ�
نذار تموم شه خاطرات خاطره ای تازه بساز
دوباره با ناز صدات ترانه ای تازه بساز
این روزا سخته زندگی هوا نفس گیره برا�
خبر نداری که چقدر دله که میگیره برات
این همه احساسو ببین صدای بارونو میخواد
نگو که طاقتم کمه این همه دل تورو میخواد
نمیدونم چرا همش احساس میکنم رفته که همین یکی دو هفته برگرده؟؟؟یعنی واقعا میشه؟؟؟کاش میشد.......
روحت شاد امپراطوووووور

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.