در روزگاری که هنر گم شده است در میان نگاه های پر از نخوت وپشت قاب عینک های دودی یکی میشود مرتضی پر ازعشق پراز درد پرازاحساس خالی از کینه خالی از غرور مملواز باور وسرشار ازاعتقاد افسوس که دیگر نیست مرتضی جان چقدرسخت است تاهمین چند روز پیش با نفس هایت زندگی میکردیم وحالا باید بگوییم زنده یاداما برای آدمی که انسانیت را آموخته مرگ پروانگی است پروانگی ات مبارک آرام بخواب ای گل بیتای بیتاب