ت
تیام ۱۱ سال پیش
پیام

عاقا تا این مدیر سایت پست منو تایید کنه همه رفتن عروسی داداش حامد من جا میمونم بچه ها ی بلیطم به حساب داداش حامد واسه منم بگیرید
از صبح دارم میخونم:
شهر چراغون میبینم ستاره بارون میبین�
میون باغ ارزو لیلی و مجنون میبین�
وای چه قشنگ امشب شهر فرنگه امشب
لحظه اشتی کردن شیشه و سنگ امشب
اخه ببر و بیار داریم ما دل بی قرار داریم ما
بزن و بکوب خبرای خوب دو تا یار صد تا سوار داریم ما
اره عروس ودوماد عاشقای تازه کار داریم ما
عروس دومادو ببوس یالا یالا یالا
همگی دست دست عروسی داداش حامد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.