مَنو تو آغوشِت بِگیر خُدا می خوام بِخوابَ�
آخه تو تَنها کِسی بودی که دادی جَوابَ�
مَن و تو آغوشِت بِگیر می خوام بَرات بِخونَ�
رویِ زَمین چِقَد بَده می خوام پیشِت بِمونَ�
تویِ آغوشِ تو آرامِشِ مَحضه مَنو با خودِت بِبَر حَتّی یه لَحظه
بَغَلَم کُن مَنو بَردار بِبَرَم دور بِبَرَم اَز این زَمینِ سَرد و ناجور
*رِضا صادِقی*