ا
اول شخص غایب ۱۱ سال پیش
پیام

*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:خدایا میشه یه دیقه بیای اینجا؟کارت دارم.
خدا:جانم؟چی شده باز؟
من:میشه برش گردونی خدا؟؟
خدا:چیو؟؟؟؟
من:چیو نه.خودت میدونی دارم کیو میگم.من طاقتم تموم شده واقعا!
خدا:اون جاش امنه عزیزم.تو حواست به خودت باشه لطفا.
من:برش گردون خدااااااا لطفا.
خدا:گوش کن سحر!
کل نفس ذائقه الموت. . . .
انا لله و انا الیه راجعون. . . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.