روی دستش پسرش رفت ، ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت ، ولی قولش نه!
این چه خورشید غریبی است که با حال نزار، پای نعش قمرش رفت، ولی قولش نه!
شیرمردی که درآن واقعه هفتاد و دو بار ،دست غم بر کمرش رفت ،ولی قولش نه.
هر طرف می نگری نام حسین است و حسین،
ای دمش گرم !! سرش رفت ولی
قولش نــــــــه!!!
یا ابا عبد الله