یادش بخیر
یه رفیق داشتم که خیلی دوسش داشت�
از خواهر نداشتم بهم نزدیک تر بود
از خانوادم بیشتر مورد اعتمادم بود
از برادرم بیشتر روم غیرتی بود
همیشه هوامو داشت
باهام راه میومد
رفاقتمون الکی نبود
من براش هیچی کم نذاشته بود�
تو هیچی کم نذاشته بود�
اونقدر با هم مچ بودیم که آوازمون همه جا پیچیده بود
اما پایان رفاقتمون تلخ بود
خیانت کرد
از اعتمادم سوء استفاده کرد
بار اول ندید گرفتم و بخشید�
ولی باز تکرارش کرد
و باز تکرارش کرد
رفاقتمون رفت زیر سوال
حرمتارو از بین برد
شده بود اونی که دیگه نمیشناختمش
شده بود یه نارفیق
یه نارفیق خیانتکار
اون با خودش بد کرد ، درست
ولی نمیدونه چقدر منو تنها کرد
دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کن�
دیگه نمیتونم کسیو اونجوری دوست داشته باش�
گند زدی به تمام آرمانهای رفاقت�
آهای نارفیق
آخه کدوم خواهری در حق خواهرش اینجوری کرد که تو دومیش بودی ؟
اگه دیدی یه جایی ، بد خیانت دیدی
بدون آه من گرفتتت ...
خداحافظ نارفیق