1irani عزيز نميدونم دختري يا پسر ولي واقعا ممنون از توجهت،ولي شرايط من كلا با بچه ها اين پاتوق فرق داره،من تازه يه ساله عاشقش شدم،ولي اون از چار سال پيش دوسم داشتو با صبريشو مهربونيش كاري كرد منم عاشقش بشم...از عشقش مطمعنم ولي از آينده ميترسم اخه كم تجربه ي تلخ دوستامو نديدم،اونم از همين دهن بيني من ناراحته.داداشمم يه كوچولو مخالفه...نميدونم باترسم چي كن�
_____________
جي جي وروجك از تو هم ممنون اجي....
همديگرو دوس داريم ولي خب من نميتونم با ترس از آيندم كنار بيام،ميدونم كه اين مشكلم اول بايد باخودم حل كن�
_____________
R______M گلم ممنون از احساس همدرديت....اره عزيزم منم مثل توام كمي دهن بينمو همش از آينده ترس دارم،ولي اينا همش همينطور كه بقيه ميگن بستگي به گذشت زمان داره .....آجي جونم جدي ميگما درسته نسل امروز تو سن پايين خيلي بيشتر از سنشون ميفهمن ولي تجربه خيلي مهم تره.....بسپرش دسته زمان...گلم الان برات زوده فعلا به درست فكر كن.....منم خيلي سني ندارم اگه ميترسم به خاطره ٥سال ديگمه،چون به نظرم حالا حالاها خيلي برام زوده فكر به ازدواج،فعلا داريم درس ميخونيم هردومون....وآخر اين كه بزار محمد بره سربازيو بياد بعد تصميم بگير،بقول داداشم پسرا قبل سربازيشون با بعدش زمين تا آسمون فرق دارن....
ياحق...