ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

یکی از بهترین سرما خوردگی های عمرم ،مال وقتیه که اومده بود شهرمون ، دیدن�
لامصب هر وقت هم اون میومد یه بادای سردی می وزید که پرنده ها رو هوا خشک می شدن :))
جفتمون سویی شرت تنمون بود که مال من نازک تر بود و من هم خیلی سرماییَ�
دید سردمه سویی شرتشو داد به�
من 2 تا پوشیده بودم و خودش با یه لا پیرهن ^_^
چون آقامون هیکلیه سویی شرتش به تنم گشاد بود^_^
زیپشم بسته بودم شدم مث کدو قلقله زن :))
از حرکاتش معلوم بود سردشه میگفتم بدم خودت بپوشی ؟ میگفت نه
منم که اصن تارف حالیم نی :))
خلاصه جونم براتون بگه که اینجانب با 2 سویی شرت و اونجانب با 1 لا پیرهن جوووری سرما خوردیم که
تا 2هفته پشت تلفن جفتمون فِر فِر میکردیم :))

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.