گ
گلبرگ مغرور ۱۲ سال پیش
پیام

اینجا سرزمین واژه های وارونه است
جایی که گنج-جنگ-میشود
درمان-نامرد-
قهقه-هق هق-
اما دزد همان-دزد-است
درد همان-درد-است
گرگ همان-گرگ...
اری سرزمین واژه های وارونه
سرزمینی که در ان من-نم-زده است
یار-رای-عوض کرده است
راه گویی-هار-شده است
روز به-زور-میگذرد
اشنا را جز در-انشا-نمیبینی
وچه سرد است این-درس-زندگی
اینجاست که مرگ برایم-گرم- میشود...
چرا که درد همان-درد-است

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.